تبليغاتX
~: تنهایی پر هیاهو :~
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
~: تنهایی پر هیاهو :~
همیشه یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانِ
ʁɛʎɥɏɳɛɥ هشتم بهمن 1390
منه دل شکسته ، با این فکر خسته / دلم تنگته

با چشمای نمناک ، تر و ابری و پاک / دلم تنگته

ببین که چه ساده ، بدون اراده / دلم تنگته!

مثله این ترانه ، چقدر عاشقانه / دلم تنگته

دلم تنگته …


+ خدا ...دلم برات خیلی تنگ شده...کجایی؟!

ʁɛʎɥɏɳɛɥ هشتم بهمن 1390
من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم!!

عاری از عاطفه ها...تهی از موج و سراب...

دورتر از رفقا...خالی از هرچه فراق!!

من نه عاشق هستم ؛و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من...

من دلم تنگ خودم گشته و بس...!

http://s1.picofile.com/file/7269773652/tumblr_lvxt75WWw71qfffyto1_400_large.jpg



ʁɛʎɥɏɳɛɥ هشتم بهمن 1390
یادم رفت عکش جیگر خاله رو بزارم...

پسرم چقد بزرگ شده آخه...


http://s2.picofile.com/file/7268892575/DSC00092_50_50_.jpg

ʁɛʎɥɏɳɛɥ ششم بهمن 1390
امروز در یک حرکت یهویی رفتم خونه فاطمه اینا...

دلمم که برا یزدان یکذره شده بود...


http://mypix.ir/wp-content/uploads/2012/01/Www.Mypix_.IR713.jpg


+ دیشب اون چیزایی که ساعت 2 تا 3 اتفاق افتاد رو یعنی باور کنم؟!

+ امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم باورم نمیشد...مدام اس ام اس های دیشب رو میخوندم!!!

+ دیشب به 1% اون چیزایی که دلم براش تنگ شده بود رسیدم...

ʁɛʎɥɏɳɛɥ ششم بهمن 1390

http://s1.picofile.com/file/7265505050/Www_MyPix_Ir422.jpg

+خواب
مرهم خوبی ست
اگر
کابوس نباشد..

+ یاد کابوس امروز صبح که میوفتم...اعصابم میریزه بهم...
+ مثله اینکه داره تعبیر میشه...



ادامه مطلب...
ʁɛʎɥɏɳɛɥ پنجم بهمن 1390
سلام سارا جان... خواهر جواب cm هات :D

+ خواهر شک نکن همون شهید بهشتی تهرانم...البته با هم...انشالله با هم برنامه ریزی کنیم بخونیم...

+ دوست لوس نداری؟؟؟!!!! مطمئنی؟!!!  داریاااا:D:D اولی و آخریش ==> خودمم :))

+ اطلاعت امر شد عکس اولین کادوی فارغ التحصیلیم دوست جان...

http://s2.picofile.com/file/7265244080/DSC00087.jpg

+ الهی...واقعا جات خالی بود...هر لقمه ی که میخوردم یاد تو و اون شب که با هم کوکوی ماکارونی خوردیم میوفام...اما بانو به پای دست پخت شما نمیرسه... اینم عکسش..:D:D

http://s1.picofile.com/file/7265250107/DSC00086.jpg

 + تو هم همچنین...عزیزمیییی... ( سارا یادته اون شب خواستم مثلا بگم تو هم همچنین...چطوری پیچوندم خودمو :)).. )

 + راستی اینم باید اضافه کنم..که میدونم احساساتی نیستی و چیزی که میگی از ته دلته...همین منو بیشتر خوشحال میکنه ...چون میدونم هیچوقت تظاهر نمیکنی... و تمام حرفات صادقانه است...


یکی از لطف های خدا برای من دوستی با تو بوده...

بی اقرار و بی تعارف میگم...چیز های زیادی ازت یاد گرفتم...

و امید وارم این دوستی سالیان سال تداوم داشته باشه...

و در آخر عزیزمی

ʁɛʎɥɏɳɛɥ پنجم بهمن 1390
ســـــــــــــارا...چی ساختم( به قول محلاتی ها) دیشب...

جات خالی چنان کوکوی ماکارونی شده بود که نگـــــــــــــــــــو...


سنتورم پیشم نیست :(

امروز رفتیم پیش استاد  سنتورمون...آخی چقد کوچولو بود...

به قول پرست شبیه مهرشاد بود...



الانم منیژ زنگید...

الهی چقد دلم براش تنگ شده...



سیستمم درست شــــــــد...

دستت مرسی آقای رضاپور...کارمو راه انداختی در حد تیم ملی...

به جای یه خرج نزدیک 1 تومن...با یه هارد مشکلمو حل کرد...


+ از امروز نشستم دارم میدرسم واسه ارشد...فردا هم دارم دفترچه آزاد میگیرم...

+ امروز یه تصمیمی گرفتم..اما دو دلم..به مامان هم گفتم...اگه به نتیجه ی نرسیدم کلا کنسل میکنم...

+ بعد 4 ماه رانندگی کردم...کمر و پا نمونده برام...

+ من یزدان میخوام :(

+ دلم برا خیلی ها تنگ شده...دوست دارم یهویی همه اونایی رو که دلتنگشونم ببینم...

ʁɛʎɥɏɳɛɥ پنجم بهمن 1390
تمـــام غصــه هــایــی را کـــه بــرایـــت خـــوردم بـــــالا اوردم ....

طـــعـــم بـــیهودگـــی مــیــداد ....

دلــــم را بـــالا مــی اورم بــا ایـــن انــتخـــابــــش...


http://s2.picofile.com/file/7263735692/42.jpg


+ روزای خوبیه...

+ منتظر شروع کلاسامم... که یکم زندگیم نظم پیدا کنه...

+ دلم یه تغییر اساسی میخواد...

+ خدایا خودت میدونی منتظر چی ام...چشم انتظارم نذار...

+ فردا اولین جلسه کلاس سنتور من و پرسته...چقد دلم برا سنتورم تنگ شده بود...


ʁɛʎɥɏɳɛɥ یکم بهمن 1390
هنوز عادت به تنهایی ندارم

باید هرجوریه طاقت بیارم

اسیرم بین عشق و بی خیالی

چه دنیای غریبی بی تو دارم

میترسم توی تنهایی بمیرم

کمک کن تا دوباره جون بگیرم

یه وقتایی به من نزدیک تر شو

دارم حس میکنم از دست میرم

نمی ترسی ببینی برای دیدن تو

یه روز از درد دلتنگی بمیرم

تو که باشی کنارم میخوام دنیا نباشه

تو دستای تو آرامش بگیرم

بگو سهم من از تو چی بوده غیر از این تب

کی رو دارم به جز تنهایی امشب

میخوام امشب بیفته به پای تو غرورم

نمی تونم ببینم از تو دورم

دارم تاوان دلتنگی مو میدم

کنار تو به  آرامش رسیدم

بیا دنیامو زیبا کن دوباره

خدایا از تو زیبـــاتر ندیدم


http://s1.picofile.com/file/7258879030/om7npb3h3klu7xhnq5l.jpg

بعدا نوشت :
+ سارااااا...دیشب کم مونده بود اشکم با اون چیزی که رو والم نوشتی در بیاد...

ʁɛʎɥɏɳɛɥ یکم بهمن 1390
دیشب چه شبی بود....!!!

خدایا...

زبانم نمیتونه عمق اون چیزیو که چشمام دیدن بگه....!!!


برف روی خشن خودشو بهم نشون داد...

دیگه مثل قبل نمیتونم دوسش داشته باشم...




+ سارا دیشب تمام اس ام اس هام با بغض بود....یاد خنده هامون که میوفتادم بغض بدتر میشد...

+ میدونم دلم برات خیلی تنگ میشه ...

+ روزای خوبیو داشتیم... امیدوارم دوباره تکرار بشه...

+ راستی سارا خانم...میدونی که... ارشد...دانشگاه شهید بهشتی....انگیزم D: نبینم محل کار تو تغییر بدی D:

+ساراااااااااااااااا...خیلی لوس شدم...یاد تیکه کلامات افتادم..."اومده باشی"..."حاظر باشی"..."رفته باشیم"...

ʁɛʎɥɏɳɛɥ سی ام دی 1390
محلات - ساعت 17:30


آخرین غروب محلات...

خوشحالم که دارم میرم خونه...

خوشحالم از اینهمه تجربه...

خوشحالم از اینمه دوستای خوبی که اینجا پیدا کردم...




چند ساعت دیگه از این شهر میرم...

دوست دارم همراه رفتنم...خیلی چیزارو همین جا بزارم...

که مهمترینش خاطرات تلخش هست...

دیگه نمیخوام تلخی های این 2 سال همراهم باشن...



خدا کمک کن بهم...





ʁɛʎɥɏɳɛɥ بیست و هشتم دی 1390
خدا جونم مرسی...

امروز وقتی نمره پروژه مو گرفتم..کل خستگی 2 سال از تنم رفت...

خدا واقعا شکرت...



+ عکسی که میبینید باقیمانده شیرینی فارغ التحصیلیمه...

+ حای دوستام خیلی خالی بود...

+موهانا عکس ادامه ی مطلب دیدنیه هاااااا!!! D:

+



ادامه مطلب...
ʁɛʎɥɏɳɛɥ بیست و هشتم دی 1390

گـآهـے وقتْ هــا آدمـ دلـش میخواهـد ...

کـَفش ْ هـآیشْ رآ در بیـآورد ...

یواشکـے نوک پـا ، نـوک ِ پــآ از خـودش دور شَود...

بعد بزند بــه چـآک فرار از خودش ْ...


ʁɛʎɥɏɳɛɥ بیست و هفتم دی 1390
هیییی....

یاد چه زمانییی افتادم...

یاد ایام بخیر...



+ ...



ادامه مطلب...
ʁɛʎɥɏɳɛɥ بیست و ششم دی 1390
چی بگم...

باور کردن بعضی چیزا...تو بعضی شرایط سخته...



+مرسی سارا...اولین کادوی فارغ التحصیلیم رو بهم دادی...

+مرسی برای اشکهایی که امروز هم پای من ریختی...

ʁɛʎɥɏɳɛɥ بیست و ششم دی 1390

ایـــن روزها دلـــ ـــم اصــرار دارد ...

فریـــ ــــــــــاد بزند ....!

امـــا ....!

مـــن جلوی دهانــــش را می گیــــــــ ـــــــــــــرم

وقتی میدانم کســـی تمایلی به شنیـــدنِ صدایش ندارد ....!

ایـــــــــــــــن روزها من خدای سکوت شده ام ....!

آرام گرفتــــ ـــــــــــه ام

تا

آرامش اهالی ِ دنیا خط خطی نشود...


ʁɛʎɥɏɳɛɥ بیست و ششم دی 1390
مامااااااااااان...

پس کی تموم میشه؟؟!!!

خسته شدم از بس درس خوندم :(

یعنی فردا شب راحت...

خدایا کمک کن...

مغزم واسه این امتحان آخریه هنگه...:(



+ چه روزای خوبیه..من..سارا...

+کاش به جای همه ی آدمایی که تا الان به عنوان هم اتاقی بودن...من و سارا بودیم...

+موهانا برات خیلی دعا میکنم...واسه همون پست X10X..نه فقط الان...خیلی مدته دعام اینه...و ادامه خواهد داشت تا...

+

ʁɛʎɥɏɳɛɥ بیست و سوم دی 1390
هـَـــر روز بـَر روی دلِـــــــــم مــــی نــویسَم

" عاشِـــــٌـقی تـا اطِلآعِِ ثآنـَوی مَمنــــٌــــوع "

بــــه رویـــآی بـــآ تـو بــُودَن کــه مـی رِسٌم

...

دگـِــر بــآر

"دلـــــم" مــی لـَـرزَد...



ʁɛʎɥɏɳɛɥ بیست و سوم دی 1390
 دیدی گفتم من یه روز تورو صبح از خواب بیدار میکنم...D:

نه..نه خدایی دیدی ؟ D:


آخیییییش...چه لذتی داشت...


ʁɛʎɥɏɳɛɥ بیست و دوم دی 1390
دیشب از اینکه همه ی حرفامو بهت زدم ...آروم شده بودم...

مرسی از اینکه همشو خوندی...


+ فقط یه هفته ی دیگه...

+ دیگه ته مونده صبرمه...

+ ...

ʁɛʎɥɏɳɛɥ بیست و دوم دی 1390

هـ ـ ـ ـ ـ ـی خـ ـ ـ ـ ـدا....





ادامه مطلب...
ʁɛʎɥɏɳɛɥ بیست و یکم دی 1390

خسته ی خسته ام...

تمام جونم درد میکنه...

بعد امتحان بیایی کل اتاق یه خونه تکونی حسابی کردم...

الانم عین میت متحرک نشستم دارم وبلاگ آپ میکنم...

مامان کجاییییییی :(((((((((


امتحانمم توپ بود...

ʁɛʎɥɏɳɛɥ بیستم دی 1390
یعنی موندم استاده با خودش چی فکر کرده!!!!!

نمیدونم استاد محترم به روح اعتقادی دارند یا خیر؟ :|

دلم میخواست بیاد سر جلسه امتحان...تک تک موهای مبارکشو با دستم میکندم :|

آخه کدوم انسان 16 مورد رو حفظ میکنه تازه تفسیر هم باید بدیم؟؟؟؟!!!!!

فکر کردی من رشته م تاریخه مگه :|

100صفحه کتاب بخونم برات تحلیل کنم :|


ʁɛʎɥɏɳɛɥ نوزدهم دی 1390
Saate 10e...
To khetab khoneam..
Kam kam dare tamum mishe...
Dg be manaye vaghei khaste shodam...
Delam khone mikhad...
Delam maman o babamo mikhad...
Delam dostamo mikhad...
Delam yazdanamo mikhad...
Delam daryae anzalio mikhad...
Akh,yazadn,ke esmeto avordam,delam barat yezare shod...
Khale ghorbonesh bere...yani cheghad to alan bozorg shodi akhe pesaram??...

ʁɛʎɥɏɳɛɥ هجدهم دی 1390

امان از خنده ای که لابلاي آن

بغض دردناكي گلويت را بفشارد..!



ʁɛʎɥɏɳɛɥ هفدهم دی 1390
فقط 13 روز دیگه...

2سال... تموم شد...

با این همه خاطره...


داشتم آرشیو وبلاگ رو میخوندم...

چه  ها گذشت بر من توی این دو سال...


بازم خدای مهربونم شکرت...



ʁɛʎɥɏɳɛɥ شانزدهم دی 1390
چه حالی داشتم ظهر امروز...

مامان ..بابا ی خوبم...عاشقونه دوستتون دارم...

همیشه ی همیشه سلامت باشین...






مادر ، تک‌واژه‌ای‌ست زیبا

مادر ، عین زیبایی‌ست و البته که زیباتر از زیبایی چیزی نیست

قلب بزرگ خدا در سینه‌ی مادران می‌تپد

مادر ، دستی بر گهواره دارد و دستی در دست خدا

آن‌گاه که مادر، گهواره را تکان می‌دهد 

عرش خدا به لرزه درمی‌آید

و همه‌ی فرشتگان سکوت می‌کنند 

تا زیباترین سمفونی ِ هستی را بشنوند: « لالایی مادر را »

هیچ سنگی به آن سنگینی نیست 

که بتوان آن را در یک کفه‌ی ترازو نهاد 

و در کفه‌ی دیگر آن ، وزن مهر و قدر و قیمت مادرانه را سنجید

پدر ، باران است و مادر ، خاک حاصلخیز !

و زندگی با وجود این دو موجود ِ همزاد است 

که سبز ِ سبز و آبی ِ آبی ست

مادر ، عنوان عاشقانه‌ترین شعر خداست

شعری که مضمون آن جز عشق نیست

مادر ، همان عشقی‌‌ست که در هیأت آدمی بر خاک گام برمی‌دارد

مادر ، چیزی‌ست شبیه خودش

هیچ‌چیز شبیه مادر نیست

مادر ، فقط مادر است . . . 



و امّا ، پدر: 

پدر ، می‌بخشد بی‌دریغ و دوست‌می‌دارد بی‌چشمداشت

پدر ، کار می‌کند آن‌گونه که شمع می‌‌سوزد

او در تب و تاب ، خود را آب می‌کند 

تا که گرما و روشنی به من و شما ببخشد

تنها خداست که به خلوت و تنهایی پدران راه دارد

تنها خداست که می‌داند پدران چه می‌کشند و چه‌ها در دل دارند

پدران حضوری سبکبال دارند ، به چشم نمی‌آیند 

و آن‌گاه که دیگر نیستند ، جای‌شان چه‌قدر خالی‌ست . . .

جای خالی پدران را با هیچ‌چیز نمی‌توان پرکرد

پدر ، همان روحی‌ست که خداوند به کالبد خاکی زندگی دمیده است

زندگی اگر زنده است ، دلیل آن پدران‌اند

این ابر باران‌زای حضور پدران بر سر ِ زندگی

و سرزندگی‌تان هماره سایه‌گستر باد


ʁɛʎɥɏɳɛɥ دهم دی 1390

گل نازم دلم تنگه ، نذاشتن پیش هم باشیم
باید هردو جدا از هم ، شریک درد و غم باشیم
دلم تنگه واسه چشمات....
دلم تنگه گل نازم ، منم مثل تو دلگیرم
میدونم عاقبت یک شب ، از این دلتنگی میمیرم
دلم تنگه گل نازم ، نگی از تو جدا بودم
اگه پرسیدن اون کی بود، نگی من بی وفا بودم
دلم تنگه واسه چشمات...




ادامه مطلب...
ʁɛʎɥɏɳɛɥ نهم دی 1390
مــــــــــــبادا گــم کنــــم راه قشـــــــنگ ارزوها را

مـــــــــــــــبادا گم کنــــم اهــــــــداف زیـــــــــبا را

مـــــــــــــــــبادا جا بمانم از قطار موهبت هات

دلم بیـــــن امـــــــــید و ناامیـــدی میزنــــــــد پرســـــــــه،

میکــــــــــند فریاد،میشـــــــــــود خســــــــــتــــــــه

مـــــــــــــرا تـــــــــــــنها تو نــــــــــــگذاری،خداونــــــــــدا..

خداونــــــــــدا...

ʁɛʎɥɏɳɛɥ هشتم دی 1390

ابزار رایگان وبلاگ